با تذکر یکی از دوستان عزیزم قصد دارم این وبلاگ رو مجددا راه اندازی کنم.
موضوعات این وبلاگ متنوع هست و بعد امتحانها بهش سر و سامان خواهم داد.
|
سلام به همه
با تذکر یکی از دوستان عزیزم قصد دارم این وبلاگ رو مجددا راه اندازی کنم. موضوعات این وبلاگ متنوع هست و بعد امتحانها بهش سر و سامان خواهم داد. + حرف های وحید غفاریان در جمعه 5 تیر1388 و ساعت
9:59 |
در میان آن دسته از آشنایانم که با اینترنت سروکار دارند کمتر کسی را می شناسم که صاحب یک Account در Yahoo! نباشد. اما از این میان عده بسیار کمی از امکانات بسیاری که Yahoo! در اختیارشان گذاشته استفاده می کنند.در این قسمت قصد داریم به معرفی دو نمونه از این امکانات که در Yahoo Mail برای شما وجود دارد بپردازیم. فیلترها : + حرف های وحید غفاریان در دوشنبه 11 شهریور1387 و ساعت
6:16 |
سلام دوستان من با عرض معذرت به دلیل این که میخوام اگر بتونم تو خونه دوام بیارم و درس بخونم نمی تونم تا۲۱ تیر که کنکور دارم وبلاگو بروز کنم اما ای آدرس جدید برای ایمیل و آی دی من هست که من هم آف ها و هم میل های احتمالی تونو چک میکنم.
ID : haftetire63 E-MAIL : haftetire63@yahoo.com
+ حرف های وحید غفاریان در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت
23:47 |
اینم یه داستانه کوتاه........ يكي بود يكي نبود . در اين كره ي خاكي دختر كوچولويي با پدر و مادرش زندگي مي كرد . دختر كوچولوي قصه ي ما خيلي عاقل و دانا بود .او از همه چي سر در مي آورد و خيلي از چيزهايي راكه بچه هاي همسن و سالش نمي دونستند ، مي دونست.دختر كوچولوي قصه ما روز به روز بزرگ و بزرگ تر و عاقل و عاقل تر مي شد . دختر كوچولوي قصه ما كم كم چيزي را در خودش احساس كرد . يك احساس عجيب و خوب . يك عشق . او احساس كرد عاشق شده . احساس كرد به يك نفر دلبسته . اون فرد غربيه نبود . اون آشنا بود . دختر كوچولو از رفتار ها از نگاه ها و خلاصه از همه چيز اون فرد خوشش اومده بود . او عاشق شده بود . يك عشق واقعي وپاك . درسته او خيلي بچه بود . فقط 9-10 سالش بود ولي عاشق شده بود .دختر كوچولوي قصه ما روز به روز بزرگ تر مي شد . تا اين كه به دوران نوجواني رسيد به دوراني پاك ولي پرهياهو .دختر كوچولوي فصه ما براي خودش خانمي شده بود .و هنوز همون احساس را با خودش داشت . اون عشق روز به روز بيشتر و بيشتر مي شد . خانم كوچولوي قصه ما فيلم هايي مي ديد و داستان هايي مي خوند كه در اون ها عاشق ها در رابطه با عشقشون با معشوق خودشون صحبت مي كردند . اما... اما معشوق اون اونقدر باوقار و متين بود كه او شرم مي كرد از اين كه بخواد درباره عشقش به او چيزي بگه . همچنين خانم كوچولوي ماهمون طوركه گفتم خيلي عاقل و منطقي بود او مي دونست كه الان بايد درسش را بخونه و وقتي وقت ازدواجش شد به عشقش فكر كنه . از طرفي هم رفتار ها و نگاه هاي معشوقش او را به اين فكر مي انداخت كه ممكنه عشق دو طرفه باشه و در واقع اين احساس كه عشقش دو طرفه است در وجودش ، پديدار شده بود . يك روز صبح وقتي خانم كوچولوي قصه ما از خواب بيدار شد . تصميمي گرفت . تصميمي مهم . او تصميم گرفت از آن زمان به بعد همه حواسش به درسش باشه و عشقش را در دلش تا وقتي به سن ازدواج رسيد نهفته باقي بگذاره . او تصميم گرفت صبر كنه تا وقتي زمان ازدواجش رسيد ، اگه اون احساسش كه بهش مي گفت عشقش يك طرف نيست ، حقيقت داشته بشه ، معشوقش به خواستگاريش بياد و اگر هم نه ، موضوع را با خانواده اش در ميان بگذاره تا از تجربه آن ها هم استفاده كنه و راه حلي بيانديشه .و اون روز را با اين تصميم آغاز كرد. + حرف های وحید غفاریان در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 و ساعت
1:56 |
سلام.من یه کاری کردم که نباید میکردم!و میدنم که خطایی که کردم رو به هیچ عنوان نمیتونم جبران کنم ! از این این مطلب رو از یه وبلاگی اینجا گذاشتم ! امیدوارم هیچ وقت کاری نکنید که باعث سرزنش خودتون بشه . هرگاه كه خطايي مرتكب ميشويم ، پس از بيدار شدن وجدانمان ، ابتدا در خود فرو مي رويم . آنگاه سرزنش شروع ميشود كه چرا چنين شد ، چرا اين كار را كردم ؟ و.... جرياني از نكوهش خود شروع ميشود و معمولا در يك چرخه ي رو به درون حركت مي كنيم. اين چرخه در حالت افراطي خود به گردابي تبديل ميشود كه هرلحظه دايره ي گردش آن كوچكتر و و عمق آن بيشتر شده و ما را در خود فروتر ميبرد. اين گردابي است كه خود ساخته ايم . براي اينكه نه چنين گردابي بسازيم و نه در آن غرق شويم چه كنيم؟ آيا بايد نسبت به خطاهاي خود بي تفاوت باشيم و خوش خيال از آنها گذر كنيم؟ اگر چنين كنيم بزودي زشتي همه ي كارها براي ما از بين ميرود . آياراهي را ميتوان انتخاب كرد كه ما را مسئولانه و درد شناسانه از اين مشكل بيرون ببرد؟ مطمئنا راهي هست و در اينجا ميخواهيم يكي از اين راههاي احتمالي برون رفت مرحله اي و گام به گام را ببينيم : 1- بدي و خطا را واقعا بد بدانيم و نظر داشته باشيم كه علل بدي را بشناسيم و چاره اي براي اجتناب از آن و عدم تكرار آن پيدا كنيم 2- تصميم و عزم داشته باشيم كه به نتيجه و راه حل كه رسيديم ، آن را عملي كنيم و بر آن پافشاري كنيم ، هرچند كه مشكل باشد 3- به تجزيه و تحليل خطا بپردازيم و شرايط و عوامل ايجاد كننده ، عوامل تسهيل و تسريع كننده ،و عوامل دخيل در آن را بشناسيم و آنها را در جدولي با سطر و ستونهاي مشخص بنويسيم 4- نتايج انجام خطا را بررسي و زيانهايي كه بر ما يا ديگران وارد مي آورد را شناسايي و جدول گونه فهرست كنيم. اين نتايج ميتواند فردي، اجتماعي ، اقتصادي ، رواني و غيره باشد 5- براي بررسي و يافتن موارد 3 و 4 فوق شايدلازم باشد از نوشته ها، مقالات ، افراد صاحب تجربه و متخصص استفاده كنيم تا مطالب به صورت كاملا عميق و همه جانبه مورد آسيب شناسي قرار گيرد 6- در صورتي كه خطا داراي ابعاد مختلف است ، لازم است سهم هريك از ابهاد را در كل خطاي حادث شده ارزيابي و وزن دهي كنيم 7- آن بخش از ابعاد خطا كه به نگرش و رفتار خود ما مربوط مي شود را در اولويت قرار دهيم و براي شروع به بررسي راههاي كاهش يا برون رفت از آن توجه و اقدام كنيم 8- از بروز برخي از خطاها مي توان با تقويت برخي قابليتها ويا كاهش دادن ميزان اثرگذاري برخي از ضعفها (يا عوامل تضعيف كننده ي شخصيتي) جلوگيري كرد و امكان بروز آنها را كاهش داد. 9- مسيرهاي بروز و حركت عوامل تشكيل دهنده ي خطا را شناسايي كرده و مسيرهاي ديگري كه متباين با آنهاست را انتخاب و در اين مسيرهاي متفاوت حركت و اقدام كنيم 10- با بررسي و مطرح كردن جاذبه هايي متفاوت از جاذبه هاي خطاساز، ميتوان از جاذبه هاي خطا كاست. مثلا پرداختن به ورزش ميتواند با جاذبه ها و قابليتهاي رواني_ جسمي كه در افراد و جوامع ايجاد ميكند جاذبه ي كارهاي خطا و حافظه ي خطا را تحت الشعاع خود قرار دهد. 11- از طريق احسان و كمك به ديگران و مشغول شدن در فعاليتهاي سازنده ي اجتماعي كه به نوعي مصرف انرژي بالا (فيزيكي-رواني) و از خود گذشتگي منجر ميشود احساس مثبت و مفيد بودن را ميتوان به دست آورد. اين امر ميتواند به تقويت شخصيت بيانجامد . خوبيها ، بديها را از بين ميبرد . 12- نتايج برنامه و اقدامات مقابله با خطا را بايد مرحله به مرحله سنجيد ، ارزيابي و يادداشت كرد و مورد ارزيابي مستمر و مجدد قرار دارد. 13- هر برنامه اي ميتواند انحراف از مسير داشته باشد و عموما نيز چنين است. نبايد از شكست يا انحراف از برنامه نا اميد شد . چرخه ي "برنامه- اجرا – بازبيني – اقدام اصلاحي" را بايد مورد بررسي و اجرا قرار داد و نقاط قوت و ضعف كل اين سيستم را دايما بايد مورد توجه و تصحيح داشت 14- همواره بايد مطمئن باشيم كه اگر نيت خير و اصلاح داشته باشيم حتما ، حتي اگر نه در ظاهر، به ما كمك مي شود و موفق خواهيم بود. ما بايد بدانيم كه راه درستي را انتخاب كرده ايم و مسير راه حل معضل را مطمئنا به دست خواهيم آورد . ما تنها نيستيم و خير مطلق ما را هدايت خواهد كرد. دير يا زود به راه راست خواهيم رسيد . فقط بايد صبور ، فكور ، متحمل و كوشا باشيم. + حرف های وحید غفاریان در جمعه 6 اردیبهشت1387 و ساعت
22:39 |
شما به من بگید چه کار کنم تا آدم شم ؟
به غضنفر می گن : نمی خوای آدم شی ؟ می گه : من از این قرتی بازیها خوشم نمیاد! برای آدم شدن توجه به یک جمله کافیست "انالله و انا الیه راجعون" باز گشت همه بسوی خداست پس خود را به غیر خدا نفروشیم . و اما بخونیم نشانه های ترشیدگی رو و یه ذره به خانم های که فکر می کنن ترشیده هستند روحیه بدیم!!!!!!!!! خیلی ها می پرسند نشانه های ترشیدگی چیست و ازچه سن و سالی باید خودمان را ترشیده قلمداد کنیم؟
+ حرف های وحید غفاریان در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت
10:27 |
باز یه نفر یه دوست یه عزیز که لطف کرده به وبلاگ متروکه ی من نظری کرده. من واقعا ممنونم . هر مطلبی دوست دارید نظر بدید تا بذارم .
خواب باران !!! دود ،دیدگانت را آزار می دهد..دیگر کسی به مهمانی ِ باد نخواهد رفت... + حرف های وحید غفاریان در پنجشنبه 15 فروردین1387 و ساعت
22:19 |
|
|