تبليغاتX
روزگار
سلام به همه

با تذکر یکی از دوستان عزیزم قصد دارم این وبلاگ رو مجددا راه اندازی کنم.

موضوعات این وبلاگ متنوع هست و بعد امتحانها بهش سر و سامان خواهم داد.

+ حرف های وحید غفاریان در جمعه 5 تیر1388 و ساعت 9:59 |

در میان آن دسته از آشنایانم که با اینترنت سروکار دارند کمتر کسی را می شناسم که صاحب یک Account در Yahoo! نباشد. اما از این میان عده بسیار کمی از امکانات بسیاری که Yahoo! در اختیارشان گذاشته استفاده می کنند.در این قسمت قصد داریم به معرفی دو نمونه از این امکانات که در Yahoo Mail برای شما وجود دارد بپردازیم.

فیلترها :
می دانید که Yahoo به شما اجازه می دهد تا ایمیلهای خود را در چند پوشه (Folder) مرتب کنید. حال فرض کنید که برای ایمیلهای فرد خاصی یک پوشه ساخته اید و می خواهید هر بار ایمیلی از او رسید مستقیما وارد پوشه خاص او شود. در اینجا Yahoo به شما امکان می دهد تا با تعریف یک فیلتر ایمیلهای او را به پوشه درست هدایت کنید.

برای تعریف یک فیلتر باید وارد قسمت Mail Options شوید. برای این کار می توانید از منوی Mail گزینه Mail Options را انتخاب کنید یا مستقیما روی لینک Mail Options که در سمت راست صفحه و زیر لینک Sign Out قرار دارد کلیک کنید.

حال صفحه Mail Options را در مقابل خود می بینید . در این صفحه روی لینک Filters کلیک کنید. به این ترتیب شما وارد صفحه فیلترها می شوید. تمام اعمال مربوط به فیلترها مانند ایجاد یک فیلتر، حذف یک فیلتر یا ایجاد تغییر در یک فیلتر از طریق این صفحه انجام می شود.
برای ایجاد یک فیلترروی دکمه Add کلیک کنید.

حال در مقابل خود چند Text Box و چند Drop Down List (یا به قول برنامه نویسها Combo) می بینید. در اولین Text Box نامی که قراراست برای فیلتر خود در نظر بگیرید می نویسید. در ادامه مشخص می کنید که در صورت وجود چه شرایطی در بخشهای مختلف ایمیلی که به شما می رسد آن ایمیل به کدام پوشه منتقل شود.توجه کنید که این فیلتر در مورد ایمیلی که تمام این شرطها در مورد آن بر قرار باشد عمل می کند. وقتی که شرایط مورد نظرتان را مشخص کردید روی دکمه Add Filter کلیک کنید.
به این ترتیب شما می توانید اولین فیلتر خود را درست کنید و احتمالا در آینده از فیلترها بیشتر استفاده خواهید کرد فقط توجه داشته باشید که تا زمانی که از سرویس مجانی Yahoo Mail استفاده می کنید نمی توانید بیشتر از 15 فیلتر تعریف کنید.

- پاسخ خودکار:

گاهی اوقات شما می دانید که برای مدت زمان مشخصی به اینترنت دسترسی نخواهید داشت و می خواهید کسانی که با شما از طریق ایمیل ارتباط دارند را از این نکته مطلع کنید تا از شما انتظار پاسخ سریع نداشته باشند. در این موارد می توانید از سرویس پاسخ خودکار Yahoo Mail استفاده کنید.
برای اینکار به صفحه Mail Options رفته و روی لنیک Vacation Response کلیک کنید. مدت زمانی که می خواهید از این امکان استفاده کنید را مشخص کرده و پاسخی که می خواهید به کسانی که با شما مکاتبه خواهند کرد، داده شود را تایپ کنید. در پایان روی دکمه Turn Auto-Response oآ­n کلیک کنید. اگر از تصمیم خود منصرف شدید کافی است که به این صفحه برگشته و روی دکمه Turn Auto-Response Off کلیک کنید.

+ حرف های وحید غفاریان در دوشنبه 11 شهریور1387 و ساعت 6:16 |
سلام دوستان من با عرض معذرت به دلیل این که میخوام اگر بتونم تو خونه دوام بیارم و درس بخونم نمی تونم تا۲۱ تیر که کنکور دارم  وبلاگو بروز کنم اما ای آدرس جدید برای ایمیل و آی دی من هست که من هم آف ها و هم میل های احتمالی تونو چک میکنم.

 

 

 

ID : haftetire63

E-MAIL : haftetire63@yahoo.com

 

+ حرف های وحید غفاریان در سه شنبه 31 اردیبهشت1387 و ساعت 23:47 |

اینم یه داستانه کوتاه........

يكي بود يكي نبود . در اين كره ي خاكي دختر كوچولويي با پدر و مادرش زندگي مي كرد . دختر كوچولوي قصه ي ما خيلي عاقل و دانا بود .او از همه چي سر در مي آورد و خيلي از چيزهايي راكه بچه هاي همسن و سالش نمي دونستند ، مي دونست.دختر كوچولوي قصه ما روز به روز بزرگ و بزرگ تر و عاقل و عاقل تر مي شد . دختر كوچولوي قصه ما كم كم چيزي را در خودش احساس كرد . يك احساس عجيب و خوب . يك عشق . او احساس كرد عاشق شده . احساس كرد به يك نفر دلبسته . اون فرد غربيه نبود . اون آشنا بود . دختر كوچولو از رفتار ها از نگاه ها و خلاصه از همه چيز اون فرد خوشش اومده بود . او عاشق شده بود . يك عشق واقعي وپاك .  درسته او خيلي بچه بود . فقط 9-10 سالش بود ولي عاشق شده بود .دختر كوچولوي قصه ما روز به روز بزرگ تر مي شد . تا اين كه به دوران نوجواني رسيد به دوراني پاك ولي پرهياهو .دختر كوچولوي فصه ما براي خودش خانمي شده بود .و هنوز همون احساس را با خودش داشت . اون عشق روز به روز بيشتر و بيشتر مي شد .



خانم كوچولوي قصه ما فيلم هايي مي ديد و داستان هايي مي خوند كه در اون ها عاشق ها در رابطه با عشقشون با معشوق خودشون صحبت مي كردند . اما... اما معشوق اون اونقدر باوقار و متين بود كه او شرم مي كرد از اين كه بخواد درباره عشقش به او چيزي بگه . همچنين



خانم كوچولوي ماهمون طوركه گفتم خيلي عاقل و منطقي بود او مي دونست كه الان بايد درسش را بخونه و وقتي وقت ازدواجش شد به عشقش فكر كنه . از طرفي هم رفتار ها و نگاه هاي معشوقش او را به اين فكر مي انداخت كه ممكنه عشق دو طرفه باشه و در واقع اين احساس كه عشقش دو طرفه است در وجودش ، پديدار شده بود .



يك روز صبح وقتي خانم كوچولوي قصه ما از خواب بيدار شد . تصميمي گرفت . تصميمي مهم . او تصميم گرفت از آن زمان به بعد همه حواسش به درسش باشه و عشقش را در دلش تا وقتي به سن ازدواج رسيد نهفته باقي بگذاره . او تصميم گرفت صبر كنه تا وقتي زمان ازدواجش رسيد ، اگه اون احساسش كه بهش مي گفت عشقش يك طرف نيست ، حقيقت داشته بشه ، معشوقش به خواستگاريش بياد و اگر هم نه ، موضوع را با خانواده اش در ميان بگذاره تا از تجربه آن ها هم استفاده كنه و راه حلي بيانديشه .و اون روز را با اين تصميم آغاز كرد.

+ حرف های وحید غفاریان در دوشنبه 23 اردیبهشت1387 و ساعت 1:56 |

سلام.من یه کاری کردم که نباید میکردم!و میدنم که خطایی که کردم رو به هیچ عنوان نمیتونم جبران کنم ! از این این مطلب رو از یه وبلاگی اینجا گذاشتم ! امیدوارم هیچ وقت کاری نکنید که باعث سرزنش خودتون بشه .

هرگاه كه خطايي مرتكب ميشويم ، پس از بيدار شدن وجدانمان ، ابتدا در خود فرو مي رويم . آنگاه سرزنش شروع ميشود كه چرا چنين شد ، چرا اين كار را كردم ؟ و.... جرياني از نكوهش خود شروع ميشود و معمولا در يك چرخه ي رو به درون حركت مي كنيم. اين چرخه در حالت افراطي خود به گردابي تبديل ميشود كه هرلحظه دايره ي گردش آن كوچكتر و و عمق آن بيشتر شده و ما را در خود فروتر ميبرد. اين گردابي است كه خود ساخته ايم . براي اينكه نه چنين گردابي بسازيم و نه در آن غرق شويم چه كنيم؟

آيا بايد نسبت به خطاهاي خود بي تفاوت باشيم و خوش خيال از آنها گذر كنيم؟ اگر چنين كنيم بزودي زشتي همه ي كارها براي ما از بين ميرود . آياراهي را ميتوان انتخاب كرد كه ما را مسئولانه و درد شناسانه از اين مشكل بيرون ببرد؟ مطمئنا راهي هست و در اينجا ميخواهيم  يكي از اين راههاي احتمالي برون رفت مرحله اي و گام به گام را ببينيم :

1-     بدي و خطا را واقعا بد بدانيم و نظر داشته باشيم كه علل بدي را بشناسيم و چاره اي براي اجتناب از آن و عدم تكرار آن پيدا كنيم

2-     تصميم و عزم داشته باشيم كه به نتيجه و راه حل كه رسيديم ، آن را عملي كنيم و بر آن پافشاري كنيم ، هرچند كه مشكل باشد

3-     به تجزيه و تحليل خطا بپردازيم و شرايط و عوامل ايجاد كننده ، عوامل تسهيل و تسريع كننده ،و عوامل دخيل در آن را بشناسيم و آنها را در جدولي  با سطر و ستونهاي مشخص بنويسيم

4-     نتايج انجام خطا را بررسي و زيانهايي كه بر ما يا ديگران وارد مي آورد را شناسايي و جدول گونه فهرست كنيم. اين نتايج ميتواند فردي، اجتماعي ، اقتصادي ، رواني و غيره باشد  

5-     براي بررسي و يافتن موارد 3 و 4 فوق شايدلازم باشد از نوشته ها، مقالات ، افراد صاحب تجربه و متخصص استفاده كنيم تا مطالب به صورت كاملا عميق و همه جانبه مورد آسيب شناسي قرار گيرد

6-      در صورتي كه خطا داراي ابعاد مختلف است ، لازم است سهم هريك از ابهاد را در كل خطاي حادث شده ارزيابي و وزن دهي كنيم

7-     آن بخش از ابعاد خطا كه به نگرش و رفتار خود ما مربوط مي شود را در اولويت قرار دهيم و براي شروع به بررسي راههاي كاهش يا برون رفت از آن توجه و اقدام كنيم

8-     از بروز برخي از خطاها مي توان با تقويت برخي قابليتها ويا كاهش دادن ميزان اثرگذاري برخي از ضعفها (يا عوامل تضعيف كننده ي شخصيتي) جلوگيري كرد و امكان بروز آنها را كاهش داد.

9-     مسيرهاي بروز و حركت عوامل تشكيل دهنده ي خطا را شناسايي كرده و مسيرهاي ديگري كه متباين با آنهاست را انتخاب و در اين مسيرهاي متفاوت حركت و اقدام كنيم

10- با بررسي و مطرح كردن جاذبه هايي متفاوت از جاذبه هاي خطاساز، ميتوان از جاذبه هاي خطا كاست. مثلا پرداختن به ورزش ميتواند با جاذبه ها و قابليتهاي رواني_ جسمي كه در افراد و جوامع ايجاد ميكند جاذبه ي كارهاي خطا و حافظه ي خطا را تحت الشعاع خود قرار دهد.

11- از طريق احسان و كمك به ديگران و مشغول شدن در فعاليتهاي سازنده ي اجتماعي كه به نوعي مصرف انرژي بالا (فيزيكي-رواني) و از خود گذشتگي منجر ميشود احساس مثبت و مفيد بودن را ميتوان به دست آورد. اين امر ميتواند به تقويت شخصيت بيانجامد . خوبيها ، بديها را از بين ميبرد .

12- نتايج برنامه و اقدامات مقابله با خطا را بايد مرحله به مرحله سنجيد ، ارزيابي و يادداشت كرد و مورد ارزيابي مستمر و مجدد قرار دارد.

13- هر برنامه اي ميتواند انحراف از مسير داشته باشد و عموما نيز چنين است. نبايد از شكست يا انحراف از برنامه نا اميد شد . چرخه ي "برنامه- اجرا – بازبيني – اقدام اصلاحي" را بايد مورد بررسي و اجرا قرار داد و نقاط قوت و ضعف كل اين سيستم را دايما بايد مورد توجه و تصحيح داشت

14- همواره بايد مطمئن باشيم كه اگر نيت خير و اصلاح داشته باشيم حتما ، حتي اگر نه در ظاهر، به ما كمك مي شود و موفق خواهيم بود. ما بايد بدانيم كه راه درستي را انتخاب كرده ايم و مسير راه حل معضل را مطمئنا به دست خواهيم آورد . ما تنها نيستيم و خير مطلق ما را هدايت خواهد كرد. دير يا زود به راه راست خواهيم رسيد . فقط بايد صبور ، فكور ، متحمل و كوشا باشيم.  

+ حرف های وحید غفاریان در جمعه 6 اردیبهشت1387 و ساعت 22:39 |
شما به من بگید چه کار کنم تا آدم شم ؟

به غضنفر می گن : نمی خوای آدم شی ؟ می گه : من از این قرتی بازیها خوشم نمیاد!

برای آدم شدن توجه به یک جمله کافیست 

 "انالله و انا الیه راجعون"

باز گشت همه بسوی خداست

پس خود را به غیر خدا نفروشیم .

و اما بخونیم نشانه های ترشیدگی رو و یه ذره به خانم های که فکر می کنن ترشیده هستند روحیه بدیم!!!!!!!!!

خیلی ها می پرسند نشانه های ترشیدگی چیست و ازچه سن و سالی باید خودمان را ترشیده قلمداد کنیم؟
بدیهی است که ترشیده شدن، سن و سال خاصی ندارد، مگر سن قانونی است؟! دختر و پسر هم ندارد، مگر سن تکلیف است؟!
اما با دیدن بعضی نشانه ها در خودتان می توانید نسبت به نزدیک شدنتان به ترشیدگی احساس خطر کنید.

دختری رو میشناسم  که الان ۳۷ ساله است، از ۳۱ سالگی ترشیده بود، چون در میدان  شهدا مشهد دیدم که موقع صحبت با یکی از فروشنده ها گفت:"نه آقا، این را بخرم، شوهرم طلاقم می دهد!" او از مجرد ماندن خود در آن سن، خجالت می کشید و وانمود می کرد شوهر دارد. این خیلی خطرناک است که خیال کنید از سن ازدواجتان گذشته. یادتان باشد که برای ازدواج، هیچ وقت "خیلی" دیر نیست!

اگر پیش ازاین کلی معیار برای انتخاب همسر آینده تان داشتید و در طول چند سال گذشته، مرتب در حال کم کردن توقعاتتان بوده اید بلکه بتوانید ازدواج کنید... شما یکی از ترشیدگان خوب این مرز و بوم هستید!

اگر به مناسبت سال نو حتی یک sms تبریک از طرف مجردان جنس مخالفتان دریافت نکردید... هنوز زود است که بشود در این مورد نظر داد... شاید کسی می خواسته sms بدهد اما موبایلش قطع بوده یا به لطف مخابرات، پیامش به شما نرسیده یا... شاید هم در طرح تحریم ارسال sms های تبریک نوروز به خاطر شایعه گران شدن هزینه sms در سال آینده شرکت کرده تا مخابراتی ها را دق بدهد!

اگر در میان ماجراهای عاطفی گذشته تان یکی را ـ بدون آن که تفاوت خاصی با بقیه داشته باشد ـ پیش خودتان ـ و دیگران ـ تا حد یک عشق پرشور و آتشین، یا تا حد یک خیانت غیر قابل بخشش بزرگ کرده اید و ادعا می کنید بعد ازآن هرگز به ازدواج فکر نکرده اید، چون یا نتوانسته اید عشق پرشورتان را فراموش کنید و یا خیانت یک نفر باعث شده به همه بدبین شوید، شما یک ترشیده هستید و این تنها بهانه ای است که برای توجیه ازدواج نکردنتان ساخته اید!
خاطرات هیچ عشق و هیچ خیانتی به تنها ماندن نمی ارزد.

اگر چشم ندارید تاهل و خوشبختی دیگران را ببینید و با ازدواج هرکدام ازهمدوره ای هایتان یک هفته تب می کنید... متاسفم، کار شما از ترشیدگی گذشته، به طوری که اگر ازدواج هم بکنید، همچنان ترشیده به شمار خواهید آمد!

اگر به جز امر خطیر ازدواج، در سایر مراحل زندگی هم موفق نشده اید و هیچ دلخوشی دیگری اعم از خانواده خوب یا کار مورد علاقه یا کسب هنر و تحصیل و ... هم ندارید... نه... کی گفته شما ترشیده اید؟ فقط یا اراده تان ضعیف است یا افسرده شده اید یا خیلی بدشانسید. نگران نباشید و با توکل به خدا تلاش دوباره ای را آغاز کنید. ماهی را هروقت ازآب بگیرید می میرد!

سال نو آماده است. ما هم می توانیم مثل طبیعت، همه چیز را از اول شروع کنیم. ناامید نباشید که:
خدا گر زحکمت ببندد دری
زند بر درش قفل محکمتری!...
نه، ببخشید... ز رحمت گشاید در دیگری!

 

+ حرف های وحید غفاریان در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 10:27 |
باز یه نفر یه دوست یه عزیز که لطف کرده به وبلاگ متروکه ی من نظری کرده. من واقعا ممنونم . هر مطلبی دوست دارید نظر بدید تا بذارم .

 

خواب باران !!! دود ،دیدگانت را آزار می دهد..دیگر کسی به مهمانی ِ باد نخواهد رفت...

بخواب که باران،گره از راز دل مردم خواهد گشود..ديگر خورشيد بر چشمانت نخواهد تابيد..

ديگر آب، روح خويش را با موج گره نخواهد زد...چشمانت را ببند ..فكر كن كه چگونه گرگ ها

جام ِشب را مي شكستند و تو مي ترسيدي!!!؟!

مرگ سخن‌ ِديگري ست...مرگ سخن ساده اي ست.

مارا به قصاص ِ گناهي كه نكرده ايم نمي سوزانند..

هيچ پاياني به راستي پايان نيست...سکوت اثبات تهي بودن نمي كند....

چشمانِ تو چه دارد كه به شب بگويد؟؟!!.....شب از من خـــــــــاليــــــــــــــســــــت ،باران!!!

صدای باران می آید....صدای رعد....خسته ام...با چشمانی دردناک...تپش های باران را
می شمارم...می چرخم به هر سو...با دستانی باز...از لغزش قطرات سرد...روی صورتم...
داغ می شوم...پاهایم سست...تا لحظه ای پایدار بایستم....خیره به ابرها...که چگونه می خزند در آسمان...خیره به ماه...دیوانه ام...صدای رعد....صدای باران می آید....

خسته ام


پرواز بهترین راه است
باران مرا با خودت ببر

+ حرف های وحید غفاریان در پنجشنبه 15 فروردین1387 و ساعت 22:19 |
document.onmousedown=noRightClick